تبليغاتX
شب برهنه
خدایا خدایا خدایا خسته ای بی پناهم پریشان روح آواره ام را صدا کن

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

...
میرم تا تو آروم شب ها چشمات بسته شه
دیوار اتاقت از عکسم خسته شه
میرم تا بارون منو یاد تو نندازه
میرم یه جای تازه
میرم یه جای تازه
میرم با چشمای خیس وقلبی بی گناه
میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه
هر جا میرم اما بازم یادت میفتم
اینو به همه گفتم
اینو به همه گفتم
میرم
جای من اینجا نیس
عشق تو زیبا نیس
رویا نیس
میرم
جایی که دریا نیس
اسم تو رو ما نیس
غوغا نیس
کاش میشد تو ببینی من اینجا چه تنهام
وقتی که تو نباشی به هم میریزه دنیام
اینجا کسی نیست با چشمای ناز و روشن
بی تو چه غریبم من
بی تو چه غریبم من
از هر جا رد میشم میاد عکست رو به روم
سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم
دارم آروم آروم مرگو به جون میخرم
دیدی چی اومد سرم ؟
دیدی چی اومد سرم ؟
میرم
جای من اینجا نیس
عشق تو زیبا نیس
رویا نیس
میرم
جایی که دریا نیس
اسم تو رو ما نیس
غوغا نیس
میرم
جای من اینجا نیس
عشق تو زیبا نیس
رویا نیس
میرم
جایی که دریا نیس
اسم تو رو ما نیس
غوغا نیس
میرم...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

تو خوشبختي؟
میخواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم
تحمل میکنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری از چشمات معلومه
یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه
که بیشتر از خودم قدرت رو میدونه
چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحممم
تو میخندی چه شیرینه گذشتن
تازه میفهمم
تازه میفهمم
تورو میخوام تموم زندگیم اینه
دارم میرم ته دیوونگیم اینه
نمیرسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی
همین بسه برای من
تو خوشبختی
همین بسه برای من
چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو میخندی چه شیرینه گذشتن
تازه میفهمم
تازه میفهمم

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

همين و تمام...
دیگه امشب آخرین باره که من
دست گرمتو تو دستام میگیرم
آخرین باره که من
با یه دنیا آرزو
واسه چشمات میمیرم
چشم تو خودش داره میگه برو
میرم اما میدونی دوستت دارم
هر جای دنیا باشم
هر چقدر تنها باشم
نمیتونم مثل تو سرد و بی وفا باشم
میدونم واسه رسیدن به تو دیر اومدم
تو چشات دنبال تقدیر اومدم
میدونم من نبودم قلبتو دادی به کسی
هنوزم یه کم واسش دلواپسی
حالا که دارم میرم
کاش یه بار نگام کنی
من به اینم راضیم
که فقط دعام کنی
میرم اما آخر راه من و تو این نبود
آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود
اگه مهربونتر از تو سر راه من بیاد
به دلم نمیشینه قلب من تورو می خواد
حرف آخرم بگم حالا که دارم میرم
همیشه با خاطرت میمونم تا بمیرم
حالا که دارم میرم
کاش یه بار نگام کنی
من به اینم راضیم
که فقط دعام کنی
میرم اما آخر راه من و تو این نبود
آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود
حالا که دارم میرم
کاش یه بار نگام کنی
من به اینم راضیم
که فقط دعام کنی
میرم اما آخر راه من و تو این نبود
آخر عاشقیمون این همه نقطه چین نبود...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
متولد پاييز...
اگه يه روز من غريب ديگه نخوندم واسه تو
اگه يه روز اومد كه من نگفتم از تو شعر نو
اگه ديدي ديگه كسي تورو صدا
نميكنه
صبح كه ميشه به عشق تو چشماشووا نميكنه
اگه شبا هق هق من ديگه تو گوشت نپيچيد
ديگه خداخداي من به آسمونا نرسيد
اگه ديگه قاصدكي به پيش چشمات نيومد
از عشق من برات نگفت بوسه به گونه هات نزد
اگه ديگه ستاره اي به ماه من چشمك نزد
ديگه كسي به دفتر خاطره هامون سر نزد
بدون گلم كه عاشقت به آسمونا پر زده
تموم شده بس كه دلش تو حسرتت پرپر زده
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

سپتامبر که تمام شد...
Summer has come and passed
The innocent can never last
wake me up when september ends
like my fathers come to pass
seven years has gone so fast
wake me up when september ends
here comes the rain again
falling from the stars
drenched in my pain again
becoming who we are
as my memory rests
but never forgets what I lost
wake me up when september ends
summer has come and passed
the innocent can never last
wake me up when september ends
ring out the bells again
like we did when spring began
wake me up when september ends
wake me up when september ends
wake me up when september ends

***
تابستان آمد و رفت
پاکی ها زیاد عمر نمی کنند
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن
همانطور که پدرم نیامده رفت
این هفت سال هم زود گذشت
حالا دوباره بارونی میاد که از ستاره ها میباره
و دوباره درد منو تازه میکنه
و همون کسی میشه که ما هستیم
حافظه ی من استراحت میکنه
ولی هرگز فراموش نمیکنه که من باختم
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن
تابستان آمد و رفت
پاکی ها زیاد عمر نمی کنند
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن
زنگ هارو دوباره طنین افکن کن
همانطور که وقتی بهار شروع شد
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن
سپتامبر که تمام شد بیدارم کن

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
iran
هنوزم فانوس این دهکده از
حرمت نفت وطلات توخونمه
تورو با تموم حرفا دوست دارم
اسم تو هنوز سر زبونمه
واسه کاشی کاریات دلواپسم
واسه حوضای عمیق نقاشی
واسه آینه کاریا طاقای نور
واسه گنجشککای اشی مشی
واسه گنجشککای اشی مشی
اگه من مثل درختا ایستادم
ریشه هام تو دستای تو محکمه
رگام از تو خون میگیره شب و روز
منو با اسم تو میشناسن همه
مال من باش و نذار ستاره ها
مثه فانوسای مرده بد بشن
وقتی سرما میزنه زمستونا
از سر نعش درختا رد بشن
اگه من مثل درختا ایستادم...
هنوزم ساقه ی لاله های تو
تازه از اشکای پنهون منه
مشتی از خاکتو بردار و ببین
تو رگاش نفت تو و خون منه
مال من باش و نذار ستاره ها
مثه فانوسای مرده بد بشن
وقتی سرما میزنه زمستونا
از سر نعش درختا رد بشن
مال من باش و نذار ...
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

یه باز بذار حرف بزنم ، دیگه نه حرف سفره
نه حرف تیر تو قلب یه دیوونه ی در به دره
 نه صحبت پرسیدن لحظه و روز و حالته
نه قصه ی عاشقیه ، نه پاسخ سوالته
نه اشکی ریختم لا به لاش ، نه پر شده از عطر یاس
نه توش غرور پدیا می شه ، نه اعتماد ، نه التماس
این دفه حرف قصه نیست ، خاکستر حقیقته
یادت میاد یکی می گفت حقیقتم مصیبته
بذار بدون پرسش و ساده و بی مقدمه
بریم سراغ حرفی که ، می ترسونه یه عالمه
همیشه از نخواستنت ، تو رویاهام می ترسیدم
بعد خودمو گول می زدم ، به ترسیدن می خندیدم
ترسه ولی قایم می شد ، شب میومد مثل لولو
واسه همین گاهی بهت ، فقط می گفتم تو بگو
نگفتی و گذاشتمش پای غمای خستگی
فهمیدم اشتباه بوده ، اینم یه جور دیوونگی
خیال نکن این که می گم ، شکایته ، رنگ گله س
قبول ندارم اخم تو مال نبود حوصله س
دیگه مزاحم نمیشم ، خیالت آسوده باشه
سهم من از آتیش بذار ، فقط یه کم دوده باشه
مهم اینه که اسمت تمام دنیا بلدن
فرقی نداره که با من چه قدر خون چه قدر بدن
مهم اینه تا دینمو یه کم به عشق تو دادم
طبق یه قانون از چشات مثل یه قطره افتادم
قصه ی ما دو تا شاید ، به درد تاریخ می خوره
کار من از جانب تو ، به درد توبیخ می خوره
همونشم تو بنویس ، کلی جای سپاس داره
با من که کاری نداری ، اونو می دی کی بیاره؟
نه بگذریم ، انگار دلم بازم پرید اون شبکه
برای تو تکراریه اما نگه می ترکه
خوب می دونم تو این سالا تحملم کردی ، آره؟
چشات روشن نشد بگن زیبا تو رو دوس نداره؟
دل به دل کسی نده ، عاشقی دزده زیبا جون
هر کار تو عاشقی کنی ، بدون مزده زیبا جون
سخته مزاحمت نشم ، نمی دونم چیکار کنم
نه ، نیم شم ، اما می خوام از خودمم فرار کنم
دلم می خواد برم یه جا که دیگه زیبا نباشه
تمام دنیا رو برم فک می کنم جا نباشه
تو همه ی وجودمی ، هر جا برم می یای پیشم
ولی بهت قول دادمو ، دیگه مزاحم نمی شم
من نمی رم ، یادت باشه تو اونی هستی که می ره
منم یه جور مزاحمم ، که کلی پیشت می میره
مزاحمی که ردشو ، تمام آدما دارن
نیازی نیس شمارشو به ذهن دستگا بسپارن
مزاحم خیلی روزا ، چه تو طلوع ، چه تو غروب
مزاحم روزای تلخ ، مزاحم روزای خوب
نه اینکه بار آخره ، مزاحمت طولانی شد
اخماتو وا کن تا برم ، باز که هوات طوفانی شد
الان تمومش می کنم ، امون نمی دم تا بگی
خوبیش اینه با هم می گیم ، مزاحم همیشگی
حالا اگه دلت اومد ، نامه رو بردار پاره کن
دیگه مزاحمت نشم ؟ دل می گه استخاره کن
چشمای ناز و روشنت ، شاده که شر من کمه
قند تو دلت آب می شه از نبودن این مریمه
تازه همونم که می خوای ، بدون زنگ و صحبتی
این خرین حرف منه ، دلم خوشه که راحتی
مزاحم همیشگیت تاریخ مرداد می زنه
اما زمان هیچه براش ، فقط داره داد می زنه
داد می زنه آی آدما ، مسافرای زندگی
از این به بعد به من بگید ، مزاحم همیشگی
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
يه شكلك خسته!
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ میخندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفس های عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
آغوش تو...
آغوشتو به غير من به روي هيچكي وا نكن
منو از اين دلخوشي و آرامشم جدا نكن
من براي با تو بودن پره عشق و خواهشم
واسه بودنه كنارت تو بگو به هر كجا پر مي كشم
منو تو آغوشت بگير...آغوش تو مقدسه
بوسيدنت براي من تولد يك نفسه
چشماي مهربون تو منو به آتيش ميكشه
نوازش دستاي تو عادته تركم نميشه
چشماي مهربون تو منو به آتيش ميكشه
نوازش دستاي تو عادته تركم نميشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار
به پاي عشق من بمون هيچ كسو جاي من نيار
مهر لباتو رو تن و روي لب كسي نزن
فقط به من بوسه بزن...به روح و جسم و تن من...
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
به من نگاه كن...
همین روزا دیگه واسه همیشه چشمامو رو هم میذارم
بدون تو عزیزم از نفس زدن بیزارم
به جای تو بیا ببین توی دلم فقط یه مشت غم دارم
تو همونی که یه روزی تو دنیا هیچ کسی رو مثل من دوس نداشتی
من همونم وقتی که غصه داشتی توی نگاهش آروم پا میذاشتی
نمیدونی چقدر دلم گرفته و شکسته و پر درده
آخه بگو چرا دل تو انقده نامرده
الهی که دلت یه روز از این سفر خودش بیاد برگرده
تو همونی که یه روزی تو دنیا هیچ کسی رو مثل من دوس نداشتی
من همونم وقتی که غصه داشتی توی نگاهش آروم پا میذاشتی
تو همونی که یه روزی تو دنیا هیچ کسی رو مثل من دوس نداشتی
من همونم وقتی که غصه داشتی توی نگاهش آروم پا میذاشتی
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
در شمار ارچه نیاورد کسی حافظ را
شکر که آن محنت بی حد و شمار آخر شد
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
بابا...
من برای بهترین بابای دنیا می نویسم
من برای معنی باران و رویا می نویسم
من به پای اولین و آخرین عشقم
هرچه دارم هرچه خواهم داشت می ریزم...
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام
چشمامو سرزنش نکن از پسشون بر نمیام
پیر شدم تو این قفس یه کم بهم نفس بده
رحم و مروتت کجاس ؟ جوونیامو پس بده
فکر نمی کردم بذاری زار و زمین گیر بشم
فکر نمی کردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم
اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود
حتی اگه سنگ بودی دلت به رحم اومده بود
دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه
شاید می خواد رقیب من به آرزوهام برسه
پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاس
دلبر خود پسند من قله ی خوشبختی کجاس ؟
ازت می خواستم بمونی
بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز
به پات میفتم که نری
تو فکرتم اما دلم هی میگه فکرشم نکن
یه کم به فکر تو نبود پس دیگه فکرشم نکن
فکر نمی کردم بذاری زار و زمین گیر بشم
فکر نمی کردم که یه روز اینجوری تحقیر بشم
اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود
حتی اگه سنگ بودی دلت به رحم اومده بود
ازت می خواستم بمونی
بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز
به پات میفتم که نری
ازت می خواستم بمونی
بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز
به پات میفتم که نری
ازت می خواستم بمونی
بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز
به پات میفتم که نری
ازت می خواستم بمونی
بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز
به پات میفتم که نری

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

تنگه دلم برای تو واسه ی تو پاره ی تنم
حالا که نیستی من شبا اسمتو صد تا میبرم
می نویسم
خط می زنم
وقتی تو کوچه ی بهار قدم زنون تنها میرم
وقتی تو پارک رو نیمکت ها تنهایی آروم می گیرم
دلم برات تنگ نمیشه
تورو کنارم می بینم
دقیقه ها دقیق شدن
ثانیه ها نمی گذرن
هر روز غروب تو نیستی و
غم ها به من سر می زنن
کاشکی می شد ببینمت
بگم دلم تنگه برات
بد جوری تنها موندم و
بد جوری تنها موندم و
زخم زبونم میزنن
من و تو افسانه بودیم
فرق اون حادثه اینجاست
تو منو هیچوقت نخواستی
اما شاهزاده قصه پسر فقیرو می خواست...
وقتی تو کوچه ی بهار قدم زنون تنها میرم
وقتی تو پارک رو نیمکت ها تنهایی آروم می گیرم
دلم برات تنگ نمیشه
تورو کنارم می بینم
تورو کنارم می بینم
تورو کنارم می بینم
دلم برات تنگ نمیشه
نه
تنگ نمیشه
نرو
نرو...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
ای وای دلم دلم دلم
ای وای گلم گلم گلم
ببین که گر گرفتمت ببین گل انداخته تنم
تا لحظه ی رسیدنت جون منی روی لبم
دلم که دور و برته نگاه من پر پرته
این همه پر پر میزنم نمیدونم باورته
این که چقدر دوستت دارم
پرت به تو حواسمو همه حول و هراسم و
این که بگم دوستت دارم تویی یه دنیا واسم و
تو هم بگی دوستت دارم
تو هم بگی...
ای اوی دلم دلم دلم
ای وای گلم گلم گلم
ببین که گر گرفتمت ببین گل انداخته تنم
تا لحظه ی رسیدنت جون منی  روی لبم
دلم همش به نام تو میدونی چقدر میخوامت و میتونی فقط
بهم بگی دوستت دارم
منم بگم دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه
گفتی که این بخت تو بود تقدیر تو شکستنه
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
گفتم بمون اون روز میاد غصه هامون تموم میشه
گفتی اگه باهام باشی لحظه هامون حروم میشه
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم
انگاری خراب شد و دلم شکست
ساز من زانوی غم بغل گرفت
رفت و کز کرد گوشه ی اتاق نشست
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هنوزم عاشق ترینم
از وقتی رفتی هیچ کسی هم درد و هم رازم نشد
هیچ کسی حتی یه دفعه هم غصه ی سازم نشد
رفتی ولی بدون هنوز عاشقتم تا پای جون
دل بهاریم عاشقه چه تو بهار چه تو خزون
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
هر وقت که بارون میزنه تورو کنارم میبینم
حس میکنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
و من سکوت میکنم به حرمت سکوت تو
تمام لحظه های من فدای تار موی تو
کنار بغض این بهار فقط مرور میکنم
تمام بغض و غربتی که ماند از عبور تو
ستاره ی بهشتیم گلایه ای نمیکنم
تمام آرزوی من خلاصه در وجود تو
تمام حس و هستیم گرو به دست روزگار
فقط مرا خبر دهد همیشه از سرور تو

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
بهار اومد بازم تنها دارم هفت سینو میچینم
تو رفتی و حضورت رو کنار ماه میبینم
بهارها پشت هم میرن تورو اما نمیبینم
شب ها تو باغچه گلدون ها برات مهمونی میگیرن
بخواب آروم گل نازم من امشب با تو همرازم
بخواب آروم
بخواب آروم
گل نازم...
***

بهار است و نفس ها سرد سرد است
زمين سر سبزو برگ عشق زرد است
ندارم انتظار فصل ديگر
كه هر فصلي برايم
فصل درد است...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
من هنوز به يادتم
اگر چه زير خاك سرد
خوب ميدوني كه رفتنت
قلبمو پاره پاره كرد
***

توي سرماي زمستون
وسط جاده ي لغزون
به ياد توام هنوزم
از دوريت دارم ميسوزم
جاي لبهات رو فنجون
رد عطرت رو ايوون
قصمون به سر رسيد
يادت زير بارون
عشقم
باهات ميمونم...
اما خاطرت
همرامه تو شباي سرد
نميدوني چقدر دوست دارم
اما خاطرت
همرامه تو شباي سرد
نميدوني چقدر دوست دارم...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
بهونم چند تا سلام کنم جوابمو می دی؟
ببینم یواشکی احوال ما رو پرسیدی؟
نامه رو وقتی نوشتم خودمم می لرزیدم
فدای چشات تو که از خط من نلرزیدی
بیقراری مث موهات تو دلم موج می زنه
می دونم تو اینو از لرزش حرفا فهمیدی
وسط نامه ببخش بد جوری بغضم ترکید
نازنینم تو که از صدای اون نترسیدی
من فدای رگه های ناز چشم روشنت
چیه باز به لحن این دیوونگی ها خندیدی
حق داری بخندی و راستی دستت درد نکنه
سر زدی به یه دیوونه ی غریب تبعیدی
راستی اون شب یادته کاشکه واست مرده بودم
من می خواستم بمیرم پیش چشات خودت دیدی
چیه باز که با غضب داری نگاهم می کنی
این دفه درباره ی من چه چیزایی شنیدی؟
جوابی که داده بودم ،‌ به خودم ، دیشب رسید
دوست ندارم بدونن جواب به نامم نمیدی
تو رو جون آسمون به غیرتت بر نخوره
نکنه اینجا به بعدو نخونی چون رنجیدی
رنگ خونه چشام از بس که تو رو ندیدمت
مثه تصویر غروب تو اوج برف و سفیدی
یه روزایی دیدنت چاره ای داشت دعا می خواس
حالا نه دعا واسم فایده داره نه امیدی
خورشید اونجاها حتما دیگه روزم می خوابه
آخه تو به جای اون هم روز و هم شب تابیدی
ببینم تعارف و یه دیقه بذاریم به کنار
اونجا چند تا دل بیچاره رو بردی ،‌ دزیدی ؟
آره بد سوالی بود تو اینو نشنیده بگیر
مثه نمره ی تک کارنامه ی یه تجدیدی
تو که می دونی دلم گذشته کارش از اینا
حتی بشنو اگه تو به یکی شون رسیدی
می میره ،‌ اما واسه خوشیت دها ها می خونه
راس بگو این جور دیوونه ای تو عمرت تو دیدی؟
بگذریم خیلی نوشتم ،‌ زحمتت نبود بخون
معذرت می خوام که فرضا تو بهم جواب می دی
ماهی که با این که اسفنده ،‌ ولی دود نمی شه
همیشه معروفه به ماه عزیز خورشیدی
از خودت مواظبت کن هر جوری که دوس داری
مجنونت ، یا دیوونت ، هر لقبی پسندیدی
+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

بیا برگرد کنارم بدون تو میمیرم داغونه دنیام
بیا از روزی که رفتی تنها شدم میباره چشمام
بیا از روزی که رفتی تنها شدم میباره چشمام
میباره چشمام
بیا کنار قلبم آروم بشین منم دستاتو بگیرم
بیا ای نازنینم یار قشنگم برات بمیرم
بیا ای نازنینم یار قشنگم برات بمیرم
بمیرم
اگه یه لحظه قلبمو تنها بذاری از غم میسوزم
آرزومه عزیزم من واسه یک بار دستاتو ببوسم
آرزومه عزیزم من واسه یک بار دستاتو ببوسم
دستاتو ببوسم...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
من و یاد تو و آهنگ صدات
بوی بارون یاد چشمای سیات
بغض و دلتنگی آخر تو نگات
زدن حلقه ی اشک توی چشات
رد اشکام روی گونه
جای خالیت توی خونه
من و تنهایی و یادت
همرو خدا میدونه
قاب عکست رو به رومه
یادگاریت پیش رومه
من و دلتنگی چشمات
بغض حسرت تو گلومه
یاد پرسه های هرشب تو خیابون
صدای خش خش برگا زیر پامون
زیر پامون
زیر پامون
من و غصه بی تو تنها زیر بارون
رفتی و زیاد شده فاصله هامون
فاصله هامون
فاصله هامون
رد اشکام روی گونه
جای خالیت توی خونه
من و تنهایی و یادت
همرو خدا میدونه
قاب عکست رو به رومه
یادگاریت پیش رومه
من و دلتنگی چشمات
بغض حسرت تو گلومه
من و یاد تو و آهنگ صدات
بوی بارون یاد چشمای سیات
بغض و دلتنگی آخر تو نگات
زدن حلقه ی اشک توی چشات...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 

امروز یه در از بهشت به روی من وا شده

تو آسمون هفتم مهمونی برپا شده

امروز خدا یا خواسته یا حواسش نبوده

که بهترین فرشتش توی بهشت نمونده

این فرشته برا من همون رویای نازه

امروز میاد رو زمین که دنیامو بسازه

این فرشته برا من همون رنگین کمونه

اون که وجودش واسم مقدسه همونه

این فرشته برا من خود خود بارونه

اگه حالا زنده ام به عشق چشم اونه

این فرشته برا من معنی آسمونه

من شازده کوچولوام ، گلی که سرخه اونه

خلاصه امروز گلم داره میاد به دنیا

میخوام بگم مرسی از ، این خوشبختی خدایا

میخوام بگم گل من تولدت مبارک

حالا برات میفرستم یه عالمه قاصدک

که روز میلادتو ستاره بارون کنن

به جای من تموم دنیارو حیرون کنن

***

سلام

بعد از مدت ها دارم خودم مینویسم

چون باید یه مقداری توضیحات بدم

امروز تولد عزیز ترین کس منه

و من برای چهارمین سال متوالی باید این روز رو دور از اون براش جشن بگیرم

دور از اون بهش تبریک بگم

دور از اون بهش هدیه بدم

و دور از اون به خودم امید بدم

که اون یه جایی

دور از من

میبینه که براش تولد میگیرم

میشنوه که بهش تبریک میگم

قبول میکنه ازم هدیه ای که بهش با تمام عشقم تقدیم میکنم

و در اوج خوشبختی ای که همیشه براش آرزو میکنم

یه نگاه به این پایین

اینجا زیر پاش

میندازه

و به یادم میفته برای لحظه ای هر چند کوتاه

امسال تمام عشقم و تمام حسم رو جمع کردم

و سعی کردم براش شعر بگم

شاید شعر شد

شایدم فقط تکرار دلتنگیام

اما بیش از این ازم ساخته نبود

هر چی که هست تمام تلاشمه

حداقل با شرایط فعلی

آره این همه ی توانمه

که شده 8 تا شعر

هفتا به نیت عدد هفت مقدس تولد عزیز ترینم

و هشتمی هم در جواب سوال آقای سمسار که اگه خدارو نداشته باشم چی میشه گفتم که حیفم اومد نذارمش جزء این شعرا.

1-ماه من

2-نامه

3-عشق

4-به نام تو

5-میمیرم

6-داد میزنم نه

7-روز میلاد تو

8-خدا

***

پ 1 . خوب باید در اینجا از کمک و محبت صمیمی ترین یا شاید بهتر باشه بگم تنها دوستم جان اسمیت تشکر کنم . جان اسمیت هم تو گفن شعر ماه من  و روز میلاد تو کمکم کرده و هم توی درست کردن فایلای صوتی کمکم کرده و من  یک دنیا ممنونم ازش .

***

پ 2 . شاید نوع شعرای من و همینطور لحن خوندنم یه کپی از خانم حیدرزاده به حساب بیاد که خوب در این  مورد دفاعی از خودم ندارم جز اینکه بگم متوقع نیستید که یه دختر ایرانی با شرایط موجود در ایران جور دیگه ای شعر بگه یا شعر بخونه ؟ و به هر حال توان من در همین حده .

***

پ 3 . در جواب هانی : هانی  من مگه مولانام که تو توقع داری این همه شعر رو که نوشتم خودم گفته باشم ؟  تو خودتم تمام شعرای وبلاگت مال خودت نیست . یعنی اگه جز این باشه غیر منطقیه . من بیشترشعرای اینجارو به خاطر مناسبتشون با شرایط  مینویسم . همین و به قول آقای سمسار دستو بذا زمین

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
دیگه ازت نه قلبت نه دستت نه عشقتو نمیخوام

فقط بیا یه لحظه خودت رو بذار جام

دیگه جواب ندارن نه قلبم نه دستم نه عشقم

واسه این غمی که سپردن به چشمم

تمام وجودم شکست و تموم شد

همه سهم چشمام بغض تو گلوم شد

تموم روزارو چشام فقط باریدن

تموم شبارم کابوس دوری دیدن

و اینطور این سه سال به تکرار تموم شد

نمیگم عزیزم که عمرم حروم شد

ولیکن به خدا به هر چی مقدسه

کم کم داره قصمون دیگه به سر میرسه

نه فکر کنی من میخوام این دیگه دست من نیس

این قصه که تموم شه دیگه اصلا منی نیس

اینم شد برا من آخر راه جاده

آخر یه عاشقی با قلب پاک و ساده

اما هنوزم میگم واسم فرشته بودی

اینم مصرع آخر من میمیرم به زودی

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
کنار سیب و رازقی نشسته عطر عاشقی

من از تبار خستگی بی خبر از دلبستگی

عاشقم

ابر شدم صدا شدی

شاه شدم گدا شدی

شعر شدم قلم شدی

عشق شدم تو غم شدی

لیلای من دریای من

آسوده در رویای من

این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو

من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو

مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت دربه در

مست و پریشون و خراب هر آرزو نقش بر آب

شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت

کنار هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای

من از تبار سادگی بی خبر از دلدادگی

عاشقم

ماه شدم ابر شدی

اشک شدم صبر شدی

برف شدم آب شدی

قصه شدم خواب شدی

لیلای من دریای من

آسوده در رویای من

این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو

من عاشقم مجنون تو گمگشته در بارون تو

مجنون لیلی بی خبر در کوچه هایت دربه در

شاید که روزی عاقبت آروم بگیرد در دلت...

+ نگاشته شده     توسط قلم خیس و خسته و شکسته ی ک.م.م | 
 
This album is powered by BubbleShare - Add to my blog
نیت کن بعد کلیک کن
ke.mim.mim
من همونم اون که حرفی تازه تر داشت
اون پرنده که یه روزی بال و پر داشت
********
گر بیایی دهمت جان
ور نیایی کشدم غم
من که بایست بمیرم
چه بیایی چه نیایی




...عهد عتیق
هانی
شایلان
همه ی اینجا و اونجا
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
اطراف و اکناف
اول و آخر دنیا
شازده کوچولو
کلوپ م.مودب پور
رمان یاسمین
بنیامین
سیروان
دکتر اصفهانی
مجيد خراطها
ایران ترانه
آوای آزاد
پرده ی نا تمام
افسانه ی پاییز
چرند و پرندهای کشکی
سياه سفيدخاكستري
باران غم
عاشقي جرم قشنگي است
yama
پناهگاه من
باغ مهربانی من
مشق عشق
طراحی حرفه ای قالب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 


www.irLearn.com